مقالات

نقد و بررسی Toy Story 4 – داستان اسباب بازی ۴

داستان اسباب بازی ۴ انیمیشنی را به نمایش گذاشت که چند سال است منتظر آن هستیم، یک ترکیب زیبا از نوستالژی و فیلمنامه قوی که در دل این مجموعه زیبا نهفته شده است.

وقتی به آثار پیکسار نگاه می‌کنم خودم رو تو یک طبیعت بکر تصور می‌کنم که با دیدن هر منظره زیبا غرق در شگفتی می‌‌شم و فکر می‌کنم مگه میشه به دریا رفت و در جستجوی نمو نبود یا به پیست مسابقه رفت و به سرعت دیوانه کننده مک کوئین فکر نکرد یا مثل شگفت انگیزان قهرمان بود ولی مشکلات مالی داشت و با خانواده درگیر بود. این‌ها همه ساختاری است از زندگی واقعی در قالب شخصیت‌های کارتونی که شاید در قاب تلویزیون باشند ولی همیشه برای ما کمپانی پیکسار را متفاوت می‌کنند.

داستان اسباب بازی اولین انیمیشن بلند کمپانی پیکسار بود و با موفقیت این اثر نوستالژیک نام این شرکت بر سر زبان‌ها افتاد و این کمپانی با موفقیت چشمگیری رو به رو شد، این موفقیت پایه گذار ساختار جدید تولید انیمیشن در بسیاری از کمپانی‌ها شد و این صنعت را بسیار پر رونق‌تر از قبل کرد. داستان اسباب بازی با ایده‌های نو و با یک داستان جذاب سال هاست که در دل مخاطبان جا باز کرده است. بعد از پایان قسمت سوم این مجموعه با آن فیلمنامه سنگین و جذاب که به عنوان یکی از بهترین انیمیشن‌های تاریخ شناخته می‌شود بازگشت این مجموعه کمی کلیشه‌ایی به نظر می‌رسید ولی باز هم هوش نویسندگان با کمدی‌های جالب و ساختن شخصیت‌های جدید برای این قسمت، این انیمیشن را تا حدودی زیادی موفق و بدون اشکال به نمایش گذاشت.

toy story 4 review

شروع یک انیمیشن معمولا برای جذب بیننده و نشان دادن داستان آن شاید مهمترین بخش باشد به خصوص قسمت چهارم انیمیشن داستان اسباب بازی‌ها که در قسمت قبلی بیننده را با صحنه‌های مرگ و زندگی و نشان دادن آتش سوختن زباله که به یکی شدن شخصیت‌ها برای مرگ داشت ختم می‌شد تنها گذاشته بود و حس حال عجیب و تراژدی به خصوصی را بعد از ترک اندی به وسیله اسباب بازی‌ها به نمایش گذاشت. شروع قسمت جدید داستان اسباب بازی‌ها به بیننده نشان داد که در این فیلم با یک سری وسایل بازی طرف هستیم نه چیز بیشتر وقتی که با یک جریان ساده یکی از این شخصیت‌ها در حال نابودی است و وودی به کمک آن می‌رود این موضوع کاملا آشکار به تصویر کشیده می‌شود، صحنه‌ای که با بارش باران تکمیل می‌شود .

این هوش سازنده را به خوبی نشان می‌دهد تا ذهنیت مخاطب را به توانایی این شخصیت‌ها بعد از دیدن قسمت‌های قبلی دوباره محدود کند. این محدودیت با صحنه تراژدی بین دو شخصیت بو و وودی ادامه پیدا می‌کند تا این قسمت از نظر شروع کمی با قسمت‌های قبلی متفاوت باشد ولی این تفاوت برای پایان داستان این مجموعه جذاب است. داستان اسباب بازی‌هایی که بارها از خانه و صاحب خود دور شده‌اند ولی وفاداری خود را ثابت کرده‌اند. این انیمیشن ما را با چیزی رو به رو می‌کند که در قسمت اول هم آن را به تماشا نشستیم یعنی کنار گذاشته شدن وودی که برای او بسیار تلخ است و نمی‌تواند آن را تحمل کند برای همین به بهانه همراه کردن بانی با او به مهد کودک می‌رود ولی اینجا است یک سری از موضوعات تغییر می‌کند محبوب بودن دیگر برای وودی کمتر اهمیت دارد و او همه کاری برای خوشحال کردن بانی انجام می‌دهد که به ساخته شدن شخصیت فورکی به وسیله بانی ختم می‌شود در اینجا می‌بینیم که وودی نه تنها به فورکی حسادت نمی‌کند بلکه همواره مراقب اوست تا خود را به سطل آشغال نیندازد و قصد فرار نداشته باشد.

داستان قطعا برای کودکان نیست و درجه سنی بالاتری را انتخاب کرده است روندی که طی قسمت‌های قبلی هم شاهد آن بودیم. قطعا بعد از دیدن این سری حس کودکان نسبت به ابزار بازی خود تغییر خواهد کرد و به راحتی از آن‌ها نخواهند گذشت حتی اگر این اسباب بازی‌ها از آشغال های یک سطل زباله به وجود آمده باشند. شخصیت جدید یک چنگال است که به وسیله بانی ساخته می‌شود و آرامش خود را در سطل آشغال می‌بیند چون آگاهی از محیط اطراف خود ندارد و نمی‌خواهد ماهیت خود را نسبت به گذشته خود که در غذاها استفاده می‌شده است تغییر دهد درست فهمیدید تغییر که در زندگی هر کسی با توجه به شرایط باید رخ بدهد ولی انسان‌ها همیشه نسبت به آن موضع می‌گیرند و نمی‌خواهند برای رسیدن به آرامش بیشتر یا برای خارج شدن از روند روتین زندگی های خود از دایره آن خارج شوند.

forky toy story 4

اگر به ۴ قسمت مجموعه توجه کنید شخصیت‌ها همواره و با توجه به شرایط در حال رشد کردن و فهمیدن معنی زندگی مستقل هستند مسئله ای که در قسمت اول این انیمیشن اصلا وجود نداشت و همه اسباب بازی‌ها ساخته شدن خود را فقط برای بازی با اندی می‌دانستند و اصلا سعی نمی‌کردند که خود را بهتر بشناسند یا به جز بازی کردن با اندی به موضوع دیگری فکر کنند مسئله‌ای که در پایان این قسمت دیدید کاملا متفاوت به نمایش گذاشته می‌شود از شخصیت وودی که ابتدا فقط بازگشت به پیش صاحبش برایش اهمیت داشت و نوشته ته کفش خود را همواره بهترین قسمت بدن خود می‌دانست و همیشه تاکید داشت که باید به خانه برگردیم ولی اینجا کاملا خانه را رها می‌کند و با بو برای تجربه یک زندگی چالش برانگیز تر و جذاب تر خود را آماده می‌کند. زیبایی این قسمت از فیلم به خاطر روند کند این موضوع طی قسمت‌های قبلی این مجموعه است. این موضوع در قسمت سوم و با تاکید وودی به اسباب بازی های دیگر برای زندگی در اتاق شیروانی جریان داشت ولی حالا وودی دقیقا شخصیتی است که خانه و بانی را ترک کرده است و این سکانس احتمالا پایانی بود بر داستان‌های این چند دهه این مجموعه جذاب و نوستالژیک که درس های بزرگی را به خانواده ها و حتی بچه ها توانست انتقال دهد.

شخصیت‌های جدید در این انیمیشن به خوبی از کار درآمده‌اند، هم کمدی را در متن فیلم نگه می‌دارند وهم با صداهای خود به خوبی ارتباط دارند. تام هنکس که نیازی به تعریف ندارد یک شخصیت که رهبری همه را با به وسیله اسباب بازی به نام وودی در اختیار دارد و مانند قسمت‌های قبلی حس دل نشینی را به بیننده با هر دیالوگ خود انتقال می‌دهد.

کیانو ریوز را نباید دیگر فقط با شخصیت‌های جان ویک یا نئو بشناسیم حالا دوک کابوم هم به آن‌ها اضافه شده است بزرگترین بدلکار کانادا شخصیتی دلنشین که به شخصه آن را از اواسط فیلم یک نقطه قوت بسیار قوی می‌بینم که زندگی بسیار سختی و ناامید کننده را دنبال کرده است و باید با باطن خود به خاطر کنار گذاشته شدن بجنگند ولی بازهم زود انرژی می‌گیرد و سعی دارد همواره توانایی خود را دست کم نگیرد واین ترکیب زیبا از اعتماد به توانایی و فکر به گذشته با چاشنی کمدی این اسباب بازی موتوار سوار را در داستان به خوبی به نمایش می‌گذارد.

caboom toy story

در آخر شخصیت فورکی که تا حدودی بیشتری بار طنز فیلم را به دوش می‌کشد و باید از صداپیشه او یعنی تونی هیل تشکر کرد که با شوخی‌های طنز خود دوباره به سینما برگشته است و این شخصیت بسیار ضعیف و ساده را به یکی از نقاط قوت این فیلم تبدیل می‌کند. کشمکش های وودی و فورکی بسیار زیبا از کار درآمده است و بیننده را به یک شخصیت چنگال که دندانه های بالایش یک حالت جالب مدل مو را به نمایش می‌گذارند علاقه مند می‌کند.

شاید پایان بندی قسمت سوم بهترین حالتی بود که می‌توانستیم برای مجموعه داستان اسباب بازی‌ها تصور کنیم ولی قسمت چهارم هم خیلی بد نشد شاید نتوانست آن تراژدی را بعد از ترک اندی به نمایش بگذارد ولی در کل چیزی فراتر از قسمت‌های قبلی به نمایش گذاشت و بیننده را با کمدی خود می‌خنداند و با صحنه های احساسی خود به گریه وا می‌داشت این بروز احساسات از یک انیمیشن چیزی بود که طی سال‌های اخیر اصلا در آثار هالیوودی دیده نمی‌شد و این وظیفه دوباره به پیکسار و مجموعه ارزشمند داستان اسباب بازی رسید.

در این قسمت تقریبا شخصیت مطلقا منفی دیده نمی‌شود Gabby Gabby هم زیاد در اینجا منفی نیست و فقط می‌خواهد که تجربه بازی با یک کودک را که به خاطر خراب بودن صدای خود از دست داده است داشته باشد ولی این خواسته به قدری برای او ارزشمند است که دست به هرکاری برای رسیدن به آن می‌زند و درحالی که همه فکر می‌کنند که او قصد آسیب رساندن به وودی را دارد او کاملا با صحبت وودی را راضی می‌کند که این فرصت را به او بدهد فرصتی که نافرجام می‌ماند و با پایانی زیبا در انتها گابی را به نتیجه دلخواهش می‌رساند.

کیفیت ساخت و زیبایی های بصری این فیلم در هر قسمت افزایش یافته است و در این قسمت هم تصورات دو عروسک بهم چسبیده علاوه بر قسمت کمدی به زیبایی به تصویر کشیده شده است چهره اسباب بازی‌ها و نحوه درست کردن هر یک از سکانس های فیلم هم کاملا به آثار قبلی وفادار است و خیلی کم سازندگان سعی کرده اند تا در روند و ساخت تصاویر جدید تغییر ایجاد کنند و این یک نکته بسیار مهم است که این انیمیشن را ارزشمند می‌کند.

حتی اگر از انیمیشن متنفر هم هستید حتما ۴ قسمت این مجموعه را ببینید چون چیزی به نام ضعف وجود ندارد و هر قسمت برتری خود را نسبت به قسمت‌های دیگر دارد.


نمره تایم سیتی: ۸٫۶/۱۰


بیشتر بخوانید

امتیاز کاربران: ۴٫۸۸ ( ۵ رای)

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا