این مطلب را به دوست خود ارسال کنید

اطلاعات شما نزد تایم سیتی کاملا محفوظ می باشد

نقد و بررسی قسمت 5 سریال See (دیدن)

نقد و بررسی قسمت 5 سریال See (دیدن)

انتشار : جمعه 20 دی 98

نقد و بررسی قسمت 5 سریال See (دیدن)- در این مطلب قصد داریم تحلیل و بررسی از پنجمین قسمت سریال بسیار پر طرفدار شبکه اپل تی وی پلاس را برای شما همراهان تایم سیتی ارائه دهیم و نکات مختلف در روایت داستان این مجموعه را برای شما شرح دهیم با ما همراه باشید.

شما می‌توانید نقد و بررسی قسمت چهارم سریال See را با کلیک بر روی این لینک مشاهده نمایید.

روندی که هر قسمت از این مجموعه در حال نمایش دادن است من را بسیار به یاد سریال عظیم و فوق محبوب گیم آف ترونز ( بازی تاج و تخت ) می‌اندازد سریالی که هر لحظه چیزه جدید و شوکه کننده‌‍ای را برای ارائه دادن داشت و سریال See  نیز تقریباً همین گونه عمل می‌کند هرچند که میزان این شوک‌ها و غافل گیری‌ها ضعیف‌تر از گیم آف ترونز است اما باعث می‌شود کشش لازم برای دیدن ادامه‌ی ماجرا در مخاطب ایجاد شود.

در این قسمت می‌بینیم که بعد از باباواس نوبیت به ملکه است که زندگی جدیدی را آغاز کند او تمام دارایی خود و مردمی که کم کم داشتند از او ناامید می‌شدند را در یک لحظه از بین برد و شفری را آغاز کرد که زندگی او را دگرگون خواهد کرد.

 

سریال see

 

هم‌چنین می‌بینم که پاریس به ماگرا شک می‌کند که چه چیز ارزشمندی همراه او بود که حاضر شد جان خانواده‌اش را برای آن به خطر بیاندازد، اگر توجه کرده باشید جرلامارل در هنگام رفتن از پاریس خواسته بود که مراقب باشد و برداشت پاریس از این جمله این بود که از ماگرا و فرزندانش در برابر خطرات احتمالی و قبیله حفاظت کند اما به نظر می‌رسد که جرلامارل از او خواسته که فرزندانش را در برابر ماگرا حفظ کند و مراقب آن‌ها باشد.

تا کنون به اسم پاریس توجه کرده‌اید؟ این اسم در آخر دنیا خود نشانه یک شهر رویایی و افسانه‌ای از یک شهر قدیمی محسوب می‌شود و همین امر دقت سازندگان در ریزترین نکات را نشان می‌دهد.

چیزی که خیلی‌ها در مورد این سریال بیان کرده‌اند و در نظرات شما همراهان تایم سیتی هم به چشم می‌خورد این است که این مجموعه آن‌ها را بسیار به یاد رمان کوری می‌اندازد، اینکه حداقل ایده اولیه سریال See را می‌توان به این رمان مربوط دانست به جا خود اما همانطور که قبلاً نیز به آن اشاره داشتیم در اینجا سازندگان از بسیاری از نظریه‌ها و بحث‌های علمی در ساخت مجموعه خود استفاده کرده‌اند.

اگر کتاب پاسخ‌هایی مختصر به سوال‌های بزرگ از استیون هاوکینگ را خوانده باشید می‌بینید که در این کتاب به این نظریه اشاره شده است که جهان بارها به پیشرفتگی و تمدن رسیده و دوباره رو به ویرانی رفته و دوباره شکل گرفته است چیزی که در این سریال بسیار مشهود است آینده‌ای در جهان که روی ویرانه‌های تمدن گذشته متولد شده است.

در واقع این نظریه اینگونه بیان شده است که جهان به طور مداوم در حال تخریب و باز سازی خود است و چیزهایی را که ما به عنوان نیروهای ماورایی فرض می‌کنیم در واقع ناشناخته‌هایی از گذشته است که هنوز نتوانستیم در تمدن جدیدمان آن‌ها را مجدداً بفهمیم، چیزی که در طول هرقسمت از این مجموعه به ما گوشزد شد از اعتقاد به خورشید گرفته تا سنگین شدن خون و.....

به ادامه داستان که برمی‌گردیم می‌بینیم که باباواس و بچه‌ها برای پیدا کردن دزد اموالشان می‌روند و او را در جایی پر از آشغال و وسایل دزدیده شده می‌یابند در طی درگیری متوجه می‌شوند که آن دزد علامتی از جرلامارل را روی بدن خود دارد و بله او هم توانایی دیدن دارد و یکی دیگر از فرزندان جرلامارل است که او برای پادشاهی خود به آن احتیاج دارد.

این فرد از سوی ماگرا پذیرفته نشد هرچند که با حس شک و بی اعتمادی قبول کرد که او همراهشان باشد.

در بخش دیگری به دیالوگ‌های هوشمندانه سایه و کوفن می‌رسیم که به این موضوع اشاره می‌کنند که با قدرت چه کارهایی می‌توان کرد می‌شود انسان‌ها را دید بدون اینکه بدانند می‌شود از همه‌ی رازهای آن‌ها با خبر بود حتی می‌شود آنها را کشت بدون این‌که بفهمند چه کسی این کار را کرده است و این کارها فقط مخصوص خدایان است.

این دیالوگ‌ها موجی از مسائل علمی و فلسفی و مسائلی که سال‌هاست بشر با آن درگیر است را پیش روی مخاطب می‌گذارد و باید دید در آینده چه می‌شود.

از سوی دیگر داستان ملکه و اتفاقاتی که برایش خواهد افتاد شروع شد ملکه‌ای که گیر افتاد و همه همراهانش کشته شدند و حالا مجبور است بردگی را تجربه کند و البته شک پاریس به ماگرا نیز درست از آب در آمد و ماگرا از خانواده اشراف‌زادگان و جزو خانواده سلطنتی است و شاید اصلاً همه‌ی این کشته‌ها و سال‌ها درگیری بر سر هیچ اعتقادی نبوده است بلکه به خاطر یک عشق مشترک میان دو خواهر باشد به نام جرلامارل و ناکامی ملکه در به دست آوردن او همه‌ی این اتفاقات را رقم زده باشد.

در مجموع باید گفت که این قسمت یکی از بهترین روندهای ارائه داستان را تا اینجا داشته است و شروع چندین داستان مختلف به صورت همزمان است که بازهم کمی ما را به یاد گیم آف ترونز می‌اندازد.

نظر شما همراهان تایم سیتی در مورد قسمت 5 سریال See  چیست؟ آن را با ما به اشتراک بگذارید.

 

بیشتر بخوانید:

نظرات اولیه منتقدان نسبت به فصل اول سریال بیگانه (The Outsider)

نقد و بررسی قسمت چهارم فصل 6 سریال Vikings

نقد و بررسی قسمت سوم سریال See (دیدن)

نقد و بررسی قسمت 5 سریال See (دیدن)
خوب

این قسمت یکی از بهترین روندهای ارائه داستان را تا اینجا داشته است و شروع چندین داستان مختلف به صورت همزمان است  و سکانس‌های جذاب و مفهومی بسیاری را در خود جای داده است.

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 2

نظرات

captcha Refresh