انتخاب سردبیرنقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم جنگل – Jungle 2017

جنگل، این اسمه فیلمیه که یکی از دوستانم اخیرا بهم پیشنهاد کرد و بعد دیدنش واقعا تحت تأثیر قرار گرفتم و سازندگانش رو تحسین کردم. شاید بتونم بگم یکی از بهترین فیلم‌های عمرم بود و هیجان و استرسی که فیلم بهم منتقل می‌کرد از بهترین احساسات عمرم بود.

جنگل فیلمی استرالیایی است که درسال 2017 توسط «گرگ مک لین» ساخته شد و ستاره‌ی اصلی آن «دنیل رادکلیف، ستاره‌ی مجموعه هری پاتر» است. نکته‌ی جالب درمورد این فیلم داستان آن است که روایتگر یک ماجراجویی واقعی است.

Jungle Movie review

داستان فیلم در مورد جوانی به‌نام یوسی گینزبرگ است که قصد دارد تجربیاتی متفاوت با سایرین را تجربه کُند. یوسی پس از 3 سال جنگیدن در اسرائیل، قصد دارد زندگی جدیدی را آغاز کند و این کار خود را با سفر به بولیوی، آمریکای جنوبی شروع می‌کند. در ابتدای مسیر خود 2 دوست پیدا می‌کند (مارکوس استام و کوین گیل) که لحظات ابتدایی فیلم نشان می‌دهد رابطه‌ی صمیمانه‌ای میانشان به‌وجود می‌آید. در ادامه یوسی با فردی به‌نام کارل رو به‌رو می‌شود و کارل تمام آن چیزی که یوسی به‌دنبالش است را به‌او پیشنهاد می‌دهد. پیدا کردن سرخ‌پوست‌های ناپدید شده و گنجینه‌ی مخفی آن‌ها. یوسی به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد و نهایتا پس‌از متقاعد کردن دوستانش وارد این ماجراجویی می‌شود.

در نیمه‌های داستان مشکلاتی به‌وجود می‌آید و تیم 4 نفره مجبور می‌شوند به‌2 گروه تقسیم شوند. کوین و یوسی یک تیم می‌شوند و کارل و مارکوس تیم دیگر. بخش هیجانی فیلم تقریبا از همین قسمت آغاز می‌شود و تا انتهای فیلم صحنه‌های بسیار جالبی خلق می‌شود.

به‌طور کلی می‌توان گفت دیدگاه مک لین (کارگردان فیلم)، دیدگاه جالبی است و سعی کرده در سبک خود نوآوری ایجاد کند. او قدم‌هایش را محکم و حساب‌شده برداشته و اثری تماشایی خلق کرده.

وقتی نام جنگل می‌آید اکثر ما یاد فیلم‌های ترسناک و یا آثاری همچون تارزان میوفتیم. اما اینبار قضیه کاملا متفاوت است و کارگردان سعی کرده یک ماجراجویی هیجانی را به‌وجود بیاورد. مک کلین دراین مسیر از تمامی ویژگی‌هایی که در اختیارش بوده استفاده کرده، المان‌های طبیعی، صداهای رسای طبیعت و موسیقی‌های متن مناسب با صحنه; البته در نیمه‌ی دوم فیلم موسیقی‌های متن اصلا با تصاویر هماهنگ نیستند و به‌نوعی می‌شود گفت دیدگاه کارگردان را به‌طور کامل نابود کرده‌اند.

اگر بخواهیم فیلم جنگل را بخش بندی کنیم، آن‌را باید به‌2 نیمه تقسیم کنیم; نیمه‌ی اول قسمت آشنایی با کاراکترها و قرارگیری درمسیر ماجراجویی. و نیمه‌ی دوم رخ دادن حوادثی که سرنوشت فیلم را مشخص می‌کنند.

بخش نخست این فیلم آغاز قابل قبولی دارد، این مورد علی‌الرغم سرعت بالای پیش‌روی داستان به‌خوبی عمق ماجرا و هدف کارگردان را نشان می‌دهد. اما با جلو رفتن و نزدیک به‌شدن به انتهای بخش اول می‌بینیم که ضرباهنگ فیلم از دستان کارگردان خارج می‌شود و خیلی زود سکان هدایت مک لین گرفته می‌شود. رابطه دوستانه یوسی، کوین و مارکوس به‌یک باره و ناگهانی از بین می‌رود و ظاهرا آن‌ها باهم غریبه می‌شوند. این یکی از نقص‌هایی است که میانه‌ی اول فیلم دارد و کارگردان توجه زیادی به اصلاح آن نداشته.

علاوه بر داستان، موسیقی و نجواهای گوش‌نوازی در بخش نخست به‌کار گرفته شده که احساسات مخاطب را درگیر ماجرا می‌کند.

بخش ثانویه فیلم قسمت مورد علاقه‌ی من است. جایی که فیلم روی یوسی متمرکز می‌شود و ماجراجویی اصلی و بقا برای زندگی را به‌نمایش می‌کشد. یوسی و کوین گروه خودرا تشکیل می‌دهند و سعی می‌کنند به‌سمت قبایل سرخ پوست‌ها حرکت کنند. اما سخت‌ترین چالش آن‌ها که کارل نیز بهش اشاره کرده بود آن‌هارا از پا درمی‌آورد و مسیرشان را ازهم جدا می‌کند. رودخانه‌ی خروشان قایق آن‌هارا می‌شکند و یوسی چند مایل آن‌طرف‌تر نجات پیدا می‌کند.

گم‌شدن یوسی شاید پررنگ‌ترین بخش داستان باشد. کارگردان دراین قسمت تمامی توان خودرا به‌کار گرفته و با نورپردازی و تصویربرداری دیدگاه خود را به مخاطب منتقل می‌کند.

قهرمان داستان در دنیای تاریک و ترسناک آمازون تنهاست و فقط چند روز تا شروع باران‌های سنگین فاصله دارد. تلاش کارگردان برای هیجانی جلوه دادن این بخش ستودنی است. او از تمامی المان‌هایی که در اختیارش هست استفاده می‌کند; درواقع مک لین آپشن‌های زیادی دراختیار ندارد و با اندک المان‌های دور و برش به‌خوبی هیجان را به بیننده منتقل می‌کند.

اگر بخواهیم درمورد نقص بزرگ این قسمت هم نکته‌ای را بگوییم می‌توانیم به سکانس رودخانه‌ی خروشان اشاره کنیم. موسیقی متنی که دراین قسمت به‌کار گرفته شده به‌کل هیجان صحنه را از بین می‌برد. موسیقی بسیار گوش‌نوازی برای این صحنه انتخاب شده بود که تمامی هیجان و استرس را از مخاطب می‌گیرد.

به‌طور کلی اگر بخواهیم جنگل را ارزیابی کنیم، می‌توانیم بگوییم فیلمی است که می‌توانید آن‌را ببینید و از 115 دقیقه‌اش لذت ببرید. درخشش رادکلیف از نکات قابل توجهی است که فیلم را تماشایی‌تر می‌کند. او پس از هری پاتر حضور کمرنگی در سینما داشت و در فیلم «جنگل» تمام تلاش خودرا کرد تا اعتبار سابق خودرا برگرداند و خوشبختانه دراین امر موفق بود.


نمره تایم سیتی: 6.9/10

نام فیلم: جنگل
کارگردان: گرگ مک لین
نویسنده فیلمنامه: جاستین مونژو
تاریخ اکران: 3 آگوست 2017
بازیگران: دنیل رادکلیف- الکس راسل- توماس کرتشمن- جول جکسون
ژانر: ماجراجویی- بقا
زمان فیلم: 115 دقیقه


بیشتر بخوانید

امتیاز کاربران: 5 ( 1 رای)
برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 2 =

دکمه بازگشت به بالا