سینمای خارجی

نقد وبررسی فیلم Glass

دراین پست قصد داریم با نگاهی دقیق به سراغ فیلم Glass برویم که دنبالمه فیلم Spilit را در ظاهر به نمایش میگذاشت.
فیلم Glass به کارگردانی ام. نایت شیامالان به روی پرده نقره ای رفت و با نگاهی به لیست بازیگران همه انتظار شاهکاری دست نیافتی را داشتند که این سه گانه را کامل خواهد کرد ولی متاسفانه انتظارات در حد یک فیلم معمولی را هم برآورده نکرد. در ادامه به بررسی این فیلم میپردازیم با تایم سیتی همراه باشید.

نقد وبررسی فیلم Glass

(اخطار:ادامه این پست داستان فیلم را لو خواهد داد )

کارگردان فیلم به طرز باهوشی داستان را با کارکتر چند شخصیتی کوین وندال کرامب شروع کرد تا همه را از ابتدا با دقت با داستان درگیر کند و تا حدی هم موفق بود. عامل اصلی این موفقیت کوتاه مدت بازی فوق العاده جیمز مک‌آووی بود نه فیلنامه و جملات بدون مفهوم فیلنامه و با تغییری شوکه کننده روند سقوط فیلم رفته رفته شروع شد. و همش با نشان دادن سکانس های 5 دقیقه ای از محیط و شخصیت های داستان ادامه پیدا کرد تا جایی که انگار خود کارگردان هم میداند که این سکانس ها اهمیتی ندارد و در ادامه نه تاثیری داده شد نه اهمیتی آنچنانی داشت به گونه ای که اواسط فیلم اگر فکر میکردید نصف آنها را هم به یاد نمی آوردید و اینجا شروع فاجع داستان بدون محتوا و بدون هدف فیلم Glass میباشد. 

نقد وبررسی فیلم Glass

شاید جلو بردن فیلم با موسیقی های متن متنوع امری عادی جلوه کند ولی به شرظ اینکه فقط به زیبایی فیلم بیافزاید و لحظات مختلف فیلم را بال و پر دهد نه اینکه به هم ریختگی و کمبود فیلنامه را جبران کند ولی در فیلم Glass به حدی این به هم ریختگی زیاد بود که جذابیت و کشش فیلم به کمترین حد خود رسیده بود و داشت آزاردهنده جلوه میداد.  بی روح بودن و ضعف فیلم در جایی که دیوید دون و پسرش در کارگاهی به مکالمه در مور محل احتمالی گروگان گرفتن چند دختر صحبت میکنند باید دقایق آزاردهنده ای را به دیدن چهره این دو شخصیت از یک زاویه تجمل کنیم که کارگردان سعی دارد بگوید دیوید چه گونه شخصیتی دارد و سعی دارد کامل توضیح بدهد امری که شاید در آن مقطع فیلم اصراری به انجام آن نیست ولی به طرز فاجه آمیزی ادامه پیدا میکند. 

در ادامه شاهد رو به روشدن دو شخصیت اصلی داستان با یکدیگر هستیم که به درگیری بدون هیجان بین دو کارکتر موجب میشود درگیری که نه بیشتر به یکدیگر نگاه میکنن تا درگیر شوند و هرجا که میخواهد ضربه ای وارد شود دوربین آن را به نمایش نمیگذارد و یکی از بدترین صحنه هایی بود که میخواست دو شخصیت را به یکدیگر ارتباط دهد در این سکانس رقم خورد.

نقد وبررسی فیلم Glass

از یه جایی به بعد داستان وجود ندارد که بخواهید آن را دنبال کنید و در آسایشگاه روانی این دو شخصیت و مستر گلس نگه داری مییشوند که سرپرستی آن به عهده ی زنی روانشناس به نام الی استپلی میباشد که سه روز وقت دارد که این اشخاص را از فکر ابرقهرمان بودن دربیاورد چیزی که تا به این جای فیلم کسی انتظار آن را نداشت شاید بتوان شخصیت دیوید را اینگونه توصیف کرد ولی کرامب یک بیما روانی چند شخصیتی است نه کسی که فکر میکند قهرمان است و صحبت های ادامه دار دکتر با این شخصیت ها که انقدر ادامه دارد که پیش خود خواهید گفت: ((بسه دیگه فیلم رو شروع کنید)) و اینجاست که تعداد زیاد رفت و امد دکتر به اتاق ها و عوض شدن دائمی شخصیت کرامب به پاتریشیا و کوین شما را خسته میکند و جذابیت خود را از دست میدهد.

چهره دکتر استپلی با حالت عجیبی از ابتدا تا انتها به یک صورت باقی میماند و انگار نقش رباط به او سپرده شده است و دیدن صورت کشیده او به حالت نشسته و بدون کوچکترین خمیدگی تکرار میشود و اصلا حسی را انتقال نمیدهد و بعد از عوض شدن شخصیت های کرامب دائما به یک صورت شوکه میشود و تنها در صحنه ای در اواسط فیلم با دلایل به بیمارهای خود سعی دارد که اصابت کند که ویژگی های آنها تنها ساخته ذهن آنهاست و نمیتوان ان ها را فوق العاده و ابرقهرمانانه معرفی کرد که از باقی سکانس های اینشخصیت بیستر به چشم میاید ولی باز هم به بازی ائ نمیتوان نمره قبولی داد که نشان میدهد انتخاب اشتباهی از طرف تیم ساخت این فیلم برای نقش یک روانشناس بوده است.

نقد وبررسی فیلم Glass

در فیلم شاهد بازگشت شخصیت کیسی هستیم که در فیلم Split نقش قربانی کوین را برعهده داشت و با شنیدن خبر دستگیری او به دیدن او میرود و با صحبت با روانشناس او به سختی به دیدار کوین میرود و او را آرام میکند وقتی این صحنه را دکتر استنپلی مشاهده میکند از کیسی درخواست میکند تا به او کمک کند و کیسی جوابی نمیدهد و اینجاست که پارادوکس ایجاد میشود اگر کیسی کوین را دوست دارد و برای کمک به او رفته چرا به دکترش پاسخی نمیدهد و با اصرار به دیدن او میرود و صحنه احساسی را رقم میزند اگر او را دوست ندارد و قصد کمک ندارد چرا به دین او آمده است سوالی که پاسخی به آن داده نشد.
به شخصه با دیدن لیست بازیگران و سابقه کارگردانی ام. نایت شیامالان منتظر یک فیلم زیبا و هیجان انگیز بودم ولی به از دیدن فیلم متوجه شدم که 70 درصد فیلم بیهوده بود و هدف داستان فیلم را میتوان در نیم ساعت به نمایش گذاشت و نیازی به این همه مقدمه ای چینی احساس نمیشد که باید برای آن 120 دقیقه زمان گذاشت.

نقد وبررسی فیلم Glass

شخصیت آقای شیشه از همه جالب تر است و به گونه ای مانند روح در حال گذشتن از موانع است اگر این مسئله مبهم را به حساب هوش او بگذاریم چرا وقتی او راحت دارد میچرخد وتهدیدی جدی به حساب میاید به او سخت نمیگیرند و امنیت را افزایش نمیدهند و او را به حال خو رها میکنند تا جایی که موفق به فراری دادن کوین میشود. از اینجا تا انتهای داستان شاهد دفعات متعدد و پشت سر هم هیولا شدن کوین هستیم و هر دفع درآوردن پیراهن خود که بعد از شخصیت عوض کردن مکرر این حالت او و تبدیل دائمی به آن شما را خسته میکند و جالبتر اینکه شاهد درگیری هم نیستیم و تا کوین میخواهد درگیر شود یا نما تار میشود یا دوربین آن را به نمایش نمیگذارد تا پوچی سکانس های این فیلم با شکست در صحنه های هیجان انگیز بیشتر به چشم بیننده بیاید .

از شخصیت ها که بگذریم به بخش تاسف بارتر فیلم میرسیم و آن سعی برای تراژدی نشان دادن صحنه های متفاوت فیلم که اصلا احساسی در آن دیده نمیشود و یک نگاهی عجیب را به نمایش میگذارد چرا که خود کارگردان هم نمیداند الان این افراد کسانی هستن که گناهی ندارند و قدرت های ویژه آنها نعمت است و یا افرادی شرور هستن که فقط جنبه تهدید دارن و کمکی به جامعه نمیتوانند بکنند و این دوگانگی تا انتهای فیلم ادامه پیدا میکند و در آخرین سکانس های فیلم پلیس به صحنه میاید و با دست خالی با شخصیت ها به مدت 30 دقیقه به مجادله میپردازد و از هیچ ابزاری استفاده نمیکنند به جز کنترل افراد با سپر های محافظ که کاملا بی استفاده به نظر میرسد.

نقد وبررسی فیلم Glass

باز هم شاهد به مسخره گرفتن شعور بیننده و خوراندن داستان توسط فیلمساز که واقعا آزاردهنده میشود و هی سوال چرا با دست درگیر میشوند و بعد شلیک میکنند چگونه یک مخزن پلاستیکی شروع به ترک بردن میکند بدون هیچ ضربه ای و چرا باید یکدفعه برخورد جلوگیرانه پلیس به تندی منجر میشود و شخصیت روانپزشک کامل به سمت دیگری میرود که کاملا آزاردهنده میشود و این تاسف بار است و به ظاهر او داشته نقش دلسوزانه را ایفا میکرده که در اواخر فیلم کاملا دچار تغییر میشود شاید این امر عادی به نظر برسد ولی انقدر سریع و بدون مقدمه و برنامه خاصی یکم آزار دهنده به نظر میرسد.

شاید الان برخی منتقدین شروع به دست زدن و کیف کردن بکنن و بگویند شاهکار اتفاق افتاده ولی متاسفانه اگر معیارهای این فیلم را از هر سویی بررسی کنی با یک پوچی و شلوغی بی مورد برخورد میکنی که هیچگونه توجیهی ندارد. نمونه فیلم های متنوعی در صنعت سینما داریم مانند جزیره شاتر که یک داستان ساده برای بیننده مبهم میکند و هی درصد آن را افزایش میدهد یا فیلم Inception که پیچیدگی را در طول داستان توضیح میدهد و ما را قانع میکند که داستان از چه قرار است ولی Glass فیلمی بود که میخواست همه چیز داشته باشد ولی در آخر به هیچی رسید نه منتقد را راضی کرد و نه بینده را و به جز هدف تجاری به گونه ای دگیر نمیتوان به شکاله این فیلم نگاه کرد.

نقد وبررسی فیلم Glass

نمرات سایت Metacritic

میانگین نمرات سایت Metacritic برای فیلم Glass زیاد موفق نبود و به نمره میانگین 42 از 100 منتقدین را نیز نتوانست راضی کند در بین این آرا شاهد 52 نقد بودیم که در انتهای هر یک امتیاز هر فرد را نیز دیده میشود فیلم شیشه 9 رای مثبت 35 رای متوسطه و 8 رای ضعیف را به خود اختصاص داد در ادامه شاهد خلاصه ای از این منتقدین هستیم :


دیوید سیمز – آتلانتیک

(80 از 100)

فیلم شیشه اثری است که بیشتر از این که یک اثر هیجان انگیز صاف و ساده باشد، همانند یک سخنرانی تد جنجالی و بحث برانگیز عمل می‌کند. با این حال، در این یک مورد، من نحوه‌ی کارگردانی و نفوذ بسیار زیادی را که ام. نایت شیامالان روی اثر خود داشت، تحسین می‌کنم. او همچنین به عنوان یک نویسنده هم بسیار خوب عمل کرد.


جاش لارسون – LarsenOnFilm

(75 از 100)

من بعضی از فیلمهای کمپانی مارول را از این مجموعه سه قسمتی بیشتر دوست داشتم. هیچ فیلمی در این ژانر تا به حال نتوانسته آنچه را Glass روایت کرد به نمایش بگذارد : تجربه این فیلم مثل باز کردن یک کتاب کمیک برای اولین بار بود. 


سیمران هنس –  The Observer uk

(60 از 100)

استعاره‌ها آشفته هستند (ضربه زدن مردم را خارق‌العاده می‌سازد؟) و خاموش میشوند، اما دیدن فیلم برای تک‌تک جهان که از آن عبور می‌کنند لذت بخش خواهد بود. ​


کریس ناشاواتی | اینترتینمنت ویکلی

(58 از 100)

بله، خیلی راحت می‌توان توسط دنیایی که ام. نایت شیامالان خلق کرده، تحت تاثیر قرار گرفت. با این حال، اگر حداقل این قسمت آخر باعث می‌شد که ما چیز جدید و متفاوتی علاوه بر تحت تاثیر قرار گرفتن هم احساس کنیم، خیلی عالی می‌شد. در پایان می‌توان گفت که فیلم شیشه، بیشتر از آن چیزی که باید پر باشد، خالی است و به عبارتی نقاط ضعف آن، بسیار بیشتر از نقاط قوت آن است.


مایکل روفمن – Consequence of Sound

(25 از 100)

شیملان برای غیر قابل تحمل بودن فیلم خود خشنود خواهد شد. او از گذشته خود چیز جدیدی نیاموخته است و به افکار خود معتقد است و مخاطبانش را خیلی سریع نابود میکند.

بیشتر بخوانید:

امتیاز کاربران: 2.99 ( 5 رای)
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × چهار =

دکمه بازگشت به بالا