سینمای خارجی

تحلیل و بررسی سریال Chernobyl [قسمت پنجم اضافه شد]

سریال Chernobyl (چرنوبیل) برگرفته از فاجعه اتمی در شهری به همین نام در کشور اوکراین ساخته شده است. و با نشان دادن واقعیت‌های تلخ، بزرگترین فاجعه غیر نظامی و اتمی تاریخ بشر را به نمایش میگذارد که در روز ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ (۶ اردیبهشت ۱۳۶۵) در نیروگاه چرنوبیل در اوکراین با انفجار و آتش‌سوزی در رآکتور شماره ۴ نیروگاه چرنوبیل به وقوع پیوست. این اتفاق باعث پخش مواد رادیواکتیو در بخش بزرگی از غرب شوروی و اروپا شد و تبعات خیلی زیادی را به بار آورد که بر میلیون ها نفر تاثیر گذار بوده و خواهد بود. جدا از داستان این فاجعه، سریال به طرز باورنکردی موفق بوده است و با روایت داستانی خود عنوان بهترین سریال تاریخ را در لیست سایت Imdb در اختیار خود گرفته است.

بدون شک چرنوبیل را میتوان جوخه برادران جدید نامید ولی با موضوع و داستانی متفاوت که درس و حسرتی بزرگ در آن به طور واضح قابل رویت است. متاسفانه تجربه همیشه هزینه ای سنگین دارد و این موضوع در این دو سریال با ژانر مستند کاملا شفاف است.

در سریال Band of Brothers شاهد آسیب های جنگ و از دست دادن انسانیت به خاطر جاه طلبی طرفین جنگ بودیم، ولی در Chernobyl شاهد قبول نکردن واقعیت و طفره رفتن در مسئله ای بسیار بزرگتر هستیم که ممکن است یک قاره را به نابودی بکشاند و به تکرار حادثه ای هیروشیما منجر شود، ولی این بار نه با انفجار 1 بمب بلکه وقوع یک حادثه به صورت تدرجی که میتواند تاثیری چند هزار برابر بیشتر از یک بمب اتمی بر زیست بوم ها و مردم جهان داشته باشد.

در ادامه متن به بررسی کامل سریال Chernobyl میپردازیم و با بررسی هر قسمت این مینی سریال 5 قسمتی در این پست در خدمت شما علاقه مندان به سینما و دنبال کنندگان محترم مجله آنلاین تایم سیتی هستیم. با ما همراه باشید.

بهترین نکاتی که ازسریال چرنوبیل میشود به آنها اشاره کرد، طراحی صحنه ، طراحی لباس و فیلمنامه این سریال است که تا به اینجای کار در روند موفقیت این مجموعه بسیار تاثیرگذار بوده است. با دیدن این سریال کوچکترین جزئیات مربوط به این فاجعه تاریخی را به راحتی میتوانید لمس کنید و با محیط تاریک و سرد زمان حکومت شوروی آشنا میشوید.

تنها نکته منفی سریال پرداختن به اطلاعات هسته ای است که شاید درکش برای بیننده کمی سخت باشد ولی باز هم پرداختن به اطلاعات دقیق پیرامون فاجعه ی چرنوبیل آن را برای بیننده آشکارتر میکند ، هرچند که لازم باشد چند صفحه ای در مورد اطلاعات فیلم و در حیطه واکنش های هسته ای در اینترنت مطالعه کیند.

اگر سریال Chernobyl را تماشا نکرده‌اید توجه کنید که ادامه این مطلب قسمت‌هایی از داستان را فاش می‌کند.

chernobyl series

بررسی قسمت اول سریال Chernobyl

شروع سریال چرنوبیل با به تصویر کشیدن فردی سالخورده در حال گفتن جملاتی بسیار مبهم برای ضبط کردن صدای خود آغار میشود به طوری که انگار در حال نتیجه گرفتن و افسوس خوردن از ابتدای داستان نقل شده است. کاملا مشخص است که روایت این سکانس به اتفاقات بعد از جریانات فاجعه اتمی مربوط میباشد و فردی را به تصویر میکشد که در این امر به هر شکلی دخیل بوده است ولی عذاب وجدان پنهان کردن واقعیت های پشت پرده این فاجعه او را آزار میداده است. در دقایقی بعد شاهد مخفی کردن نوارهای ضبط شده و بعد خودکشی این فرد در یک زمان خاص هستیم که کاملا تئوری های قبلی را ثابت میکند ولی دلایل این خودکشی را احتمالا در طی ادامه داستان خواهیم فهمید.

Valery Legasov chernobyl seires

در سکانس های بعدی قسمت اول سریال شاهد روایت داستان از چند زاویه و دید مختلف هستیم که مشخص است کارگردان قصد دارد تا ابعاد این انفجار اتمی و تاثیر آن را در خانواده ها ، مردم شهر، آتش نشانان و مهندسین اتمی حاضر در محل انفجار را به تصویر بکشد. در ادامه شاهد نحوه برخورد و تصورهر یک از قشرهای مربوط به این فاجعه در جریان این قسمت از سریال هستیم که به طرز کاملا دلخراشی و غیرقابل باور، ولی متاسفانه واقعی و بدون اغراق قابل مشاهده است.

در ادامه سکانس های قسمت اول سریال Chernobyl شاهد مهندسین هسته ای هستیم که در محل فاجعه چرنوبیل حضور دارند و با ترس و دلهره بسیار در حال بررسی اتفاقات پیرامون این انفجار هستند که با رهبری آناتولی دیاتلوف همراه میشود. دیاتلوف شخصیت خشکی را به نمایش میگذارد، که با وجود تمام شواهد پیرامون انفجار هسته، باز هم به اطلاعات و دانش خود رجوع میکند و با رد این نظریه به همه میگوید که باید آرام باشند و با این آتش سوزی عادی برخورد کنند در صورتی که لحظه به لحظه گفته های او نقض میشود.

Anatoly Dyatlov chernobyl series

زاویه دید دیگر این قسمت از سریال به مسئولین شهر برمیگرد که کاملا با دانستن تبعات این انفجار و حتی بدون کوچکترین اطلاع رسانی به مردم آن ها را در معرض مواد رادیواکتیو قرار میدهند و برای جلوگیری از انتشار اخبار پیرامون این اتفاق شهر را نیز قرنطینه میکنند و آن را یک آتش سوزی ساده معرفی میکنند. این تصمیمی است که برای جلوگیری از نشر این فاجعه گرفته میشود و توسط افرادی کاملا بدون دانش و متعصب رهبری میشود . اینجاست که کثیف ترین روی سیاست نشان داده میشود و آن مهم نبودن تلفات و جان مردم در برابر حفظ آرمان های مسخره است که بارها در تاریخ موجب فاجعه و مرگ هزاران یا میلیون‌ها نفر شده است.

chernobyl series

در ادامه شاهد برخورد این مواد با مردم هستیم و دل خراش ترین صحنه این قسمت را به تماشا مینشینیم ، یعنی خوشحالی مردم در دیدن ذرات زیبای رادیواکتیو و بازی بچه ها با این ذرات که در هوا پراکنده شده اند، مردم با لبخند به آن ها نگاه میکنند و نمیدانند که در معرض یکی از خطرناک ترین ذرات موجود در طبیعت قرار گرفته اند که حتی لمس آن احتمال مرگ و سرطان را تا حد بسیاری زیادی بالا میبرد.

آتش نشان هایی که به خاموش کردن آتش مشغول هستند و با خود تصور میکنند که با یک دود عادی مانند باقی مواد سوختی طرف هستند ولی با گذشت زمان و نزدیک تر شدن به راکتور بدون ماسک و پوشش سربی تخریب سلولی در بدن آن ها شروع میشود و این تازه شروع داستان و شاید پایانی زود هنگام برای آن ها باشد. که حتی نمیدانند با چه چیری در حال مبارزه هستند و چگونه میشود از آن جلوگیری کرد.

chernobyl series

قسمت اول سریال Chernobyl مقدمه ای کامل برای شروع میباشد و کاملا به جزئیات میپردازد و دوست دارد با جلو بردن روند این داستان چیزی را هم از قلم ننداخته باشد که تا حدی زیادی در این مسئله موفق بوده است . در آخرین سکانس های این فیلم شاهد نشان دادن افزایش آلودگی ها و شروع حالت های تهوه و آسیب دیدن افراد در معرض این اتفاق هستیم که شامل مهندس دیاتلوف هم میشود ، ولی باز هم مسئولین بدون دانش شهر میخواهند با پافشاری بر غیر ممکن بودن انفجار هسته مواد رادیواکتیو همچنان با دادن آمارهای دروغ اوضاع را عادی جلوه دهند.

در آخر هم شاهد احضار فردی به یک انجمن با حضور وزیر هستیم فردی که با دیدن کمترین جزئیات میتواند متوجه اوج فاجعه شود و این قسمت با مرگ یک پرنده در حال پرواز پایان میابد. در این سکانس کارگردان سعی دارد که تاثیر این مواد را به نمایش بگذارد که کاملا مخرب و عظیم به نظر میرسد.

chernobyl series

بررسی قسمت دوم سریال Chernobyl

قسمت دوم سریال Chernobyl شروع شفاف سازی داستان و اطلاع کمی گسترده تر اتفاقات پیرامون فاجعه اتمی میباشد و این اطلاعات به دست دو دانشمند به نام های لگاسوف و خومیوف در در دو مکان متفاوت میرسد. اولی براساس تست آزمایش پرفسور خومیوف از آلودگی روی شیشه آزمایشگاه در 400 کیلومتر دورتراز شهر چرنوبیل اتفاق میفتد . پرفسور لگاسوف نیز براساس داده های گزارش بوریس شربینا یکی از وزیرهای دولتی متوجه عمق فاجعه میشود. در این قسمت باز هم بارها شاهد برخورد کاملا طنز و بی تفاوت با رخداد اتمی از سوی مسئولین بدون دانش و نشان دادن آن به عنوان یک مسئله پیش پا افتاده در جلسات دولت سوسیالیسمی اوکراین هستیم که قبل از این هم توسط مسئولین شهر چرنوبیل در ابعاد کوچکتر شاهد آن بودیم. ولی اینبار این موضوع با توضیحات پرفسور در یک جلسه لگاسوف توضیح داده میشود که وزیر اوکراین را متوجه عمق فاجعه میکند.

سریال چرنوبیل به طور واضخی به مردم نشان میدهد، که انتخاب یا نشستن یک فرد نالایق پشت میز ریاست شاید فقط به دزدی و اعمال مافیایی ختم نشود و به نابودی یک قاره منجر شود، نوشتن مسائل مستقیم این سریال و تحلیل آن شاید به طور ناخوداگاه به سمت خود حادثه برود چون داستان سریال براساس واقعیت است و این امری اجتناب ناپذیر است.

در ادامه شاهد تاثیرات این فاجعه بر روی مردم از دید همسر یک آتش نشان هستیم که به طور واضح به نمایش گذاشته میشود، که در پی همسر خود به بیمارستان میرود ودر آنجا با صحنه ای شوکه کننده روبه رو میشود و آن مردمی هستند که در شب انفجار اتمی به تماشای آتش سوزی رفته بودند و زمانی که تاثیرات ذرات معلق در هوا را بر روی مردمی که با لذت به تماشای نور ساطع شده از مواد راداکتیو بودند را، کارگردان به طور واضح به نمایش میگذارد قطعا شوکه خواهید شد، امری که در این سریال به مراتب در حال رخ دادن است.

مسئولیت و مجازات این بی احتیاطی ها چه میتواند باشد؟؟ که در قسمت دوم سریال چرنوبیل به اوج خودش میرسد تا حدی که بعد از همسفر شدن لگاسوف با شیربینا مسئولین بازهم شروع به عادی جلوه دادن این اتفاق میکنند تا جلوی دردسر برای خود را بگیرند ولی این تنها قسمت داستان نیست، حتی بعد از اثبات منفجر شدن هسته مواد رادیواکتیو بازم شاهد عدم تخلیه شهر هستیم و دلیل آن فقط مسائل دیپلماتیک و جلوگیری از عدم پخش اخبار پیرو این فاجعه است. تاثیرات این اتفاق در همین چند ساعت که مردم در معرض این ذرات قرار گرفته اند قطعا تبعات بدی را به دنبال خواهد داشت.

شاید غمگین ترین سکانس این قسمت را بتوان لحظه ای دانست که لگاسوف در پرسش به اینکه شرایط رو به راه است توسط یکی از ساکنان چرنوبیل با لبخندی اجباری میگویید: بله! و اینجاست که شروع عذاب وجدان و احتمالا یکی از دلایل خودکشی لگاسوف که در اوایل فیلم شاهد آن بودیم کمی شفاف می‌شود. البته این مسئله کاملا درست نیست ولی میتوان این اتفاقات کوچک در ابتدای فیلم را با تاثیر بسیار بزرگ در انتهای سریال پاسخ داد.

بعد از انجام اقدام های اولیه برای مهار هسته رادیواکتیو که با یک پیشرفت کوچک همراه میشود، لبخند شربینا را می‌بینید ولی بعد از صحبت های کوتاه پیرامون تخلیه شهر و تاثیرات این مواد بر مردم تا حدی اینکه تا 5 سال آینده همه خواهند مرد! چهره شربینا را میبیند که مانند یک مرده یخ میزند و تا انتهای این قسمت او را در فکر و با سری پایین پیدا خواهید کرد. فردی که تازه از عمق این فاجعه اطلاع پیدا کرده است و تازه تاثیرات آن را مانند یک دانش آموز متوجه می‌شود.

بعد از متوجه شدن و پخش خبر پیرامون این فاجعه در جهان شربینا در نهایت و با تاثیراتی که از صحبت های لگاسوف گرفته است، دستور تخلیه شهر را میدهد. قابل توجه ترین نکته این قسمت تماشای فردی است که در قسمت قبلی و ساعاتی پیش پیشنهاد قرنطینه شهر را داده بود و حالا خود را به عنوان یک بی اطلاع و با بدل شدن به شهروندی ساده از شهر دور میکند. فردی که شاید بیشترین ضربه را به این شهر و کشور طی این انفجار اتمی زده باشد.

پرفسور خومیوف با بررسی نقشه نیروگاه اتمی نکات مهمی را متوجه میشود که شاید با ادامه روند آن شاهد نابودی و غیر قابل سکونت شدن بسیاری از کشورها اطراف و رخ دادن یک فاجعه باشیم، به همین دلیل به سمت شهر Chernobyl به راه میفتد و بعد از صحبت با لگاسوف و شربینا تصمیم گرفته میشود، که سه نفر که با تاسیسات نیروگاه آشنا هستند روند تخلیه آب را انجام دهند. ولی متاسفانه یک نکته در این بین، شرایط را سخت میکند و آن مرگ حتمی افرادی است که به داخل نیروگاه خواهند رفت.

آخرین سکانس فیلم را درحالی مشاهده میکنیم که چراغ قوه های این افراد با مشکل رو به رو میشود و صدای نفس زنان آن ها به گوش میرسد و این بهایی است که باید برای پیروزی داده شود. البته اگر بی مسئولیتی مقامات اوکراین را شکست زود هنگام در این ماجرا، نتوان تلقی کرد.

بررسی قسمت سوم سریال چرنوبیل

در شروع قسمت سوم سریال Chernobyl شاهد ادامه ماموریت خارج کردن آب از نیروگاه به وسیله غواصان هستیم که به دلیل اختلال در استفاده از وسایل الکتریکی براثر تشعشعه های رادیواکتیو به سختی به جلو میرود و همین روند کند ممکن است با ناموفق بودن این ماموریت علاوه بر جان 3 نفر یک قاره را با فاجعه رو به رو کند که تا صدها سال قابل سکونت نخواهد بود.

پرفسور لگاسوف مشخصا معطل شده است که این فاجعه تا به اینجای کارهم تاثیر فوق العاده مخربی خود را بر جهان گذاشته است و با دیدن موفقیت غواص ها چهره گرفته خود را از هم باز نمیکند چون میداند برگشت این غواصان به معنی زنده ماندن آنها یا توقف روند هسته رادیواکتیو نیست و این روند ادامه خواهد داشت. بوریس شیربینا ولی با دین غواص ها خوشحال میشود و به تشویق آنها میپردازد. اینطور به نظر میرسد که شیربینا همچنان نمیتواند تاثیرات این مواد را بر بدن و محیط زیست باور کند.

بعد از اتمام احتمال انفجار توسط بخار شدن 7000 هزار لیتر آب و ادامه روند خاموش کردن هسته راکتور. در ادامه با شروع شدن انهدام هسته بازهم شاهد چالش دیگری هستیم و آن با بالا رفتن دما به دلیل وجود زیرکونیم 95 است که باعث تخریب سریعتر لایه های زیرین نیروگاه میشود و با ریختن به آب های زیرزمینی آب 50 میلیون نفر را آلوده خواهد کرد و تمام مزراع و حیوانات پیرامون آن را تحت تاثیر مستقیم خود قرار خواهد داد .

پرفسور خومیوف که به دنبال جواب برای علت انفجار میباشد توسط لگاسوف تشویق میشود که به مسکو برود و با نفراتی که در شب انفجار حضور داشتند ملاقات کند تا جواب علت انفجار هسته رادیواکتیو را پیدا کند وبا پیشرفت علم در این حوزه از انفجار دوباره آن در شوروی و جهان جلوگیری کند.

سکانس بعدی فیلم پیرامون انتقال کارگران معدن برای حفر تونل در زیر نیروگاه برای جلوگیری از آلوده شدن آب است که با آمدن یک مامور دولتی برای صحبت با انها و در نهایت انتقال آنها به چرنوبیل همراه میشود. همه میدانند که کارکردن در معدن به واسطه خطرات ریزش و کمبود اکسیژن و گازهای سمی در محیط های تاریک زیرزمینی سخت ترین کار در جهان میباشد و همواره کارگران معدن را بسیار نفرات بی باک و شجاع میدانند که با هربار رفتن به داخل معدن خود را برای برنگشتن آماده میکنند.

حالا با یک صحنه جالب مواجه میشویم و آن محتاج بودن دولت به نفراتی است که برای آنها اهمیتی تا به حال نداشته اند ولی حالا همین افراد باید بدون اطلاع به سمت چیزی بروند که حتی نمیدانند تاثیر آن چقدر مخرب خواهد بود و بدون اطلاع دادن آنها را به سمت قربانگاه هدایت میکنند که برگشتی از آن در کار نخواهد بود و باز هم این افراد با شنیدن جملاتی در مورد اینکه جان میلیون ها نفر در میان است بدون صحبت در مورد دستمزد و حتی خطر کار راضی به انجام آن میشوند.

در ادامه خط داستانی شاهد صحبت های خومیوف با کارکنان نیروگاه هستیم که به شدت به خاطر مواد رادیواکتیو آسیب دیده اند و احتمال زنده ماندن آنها صفر تلقی میشود. در این بین آناتولی دیاتلوف حاضر به صحبت نمیشود در حالی که چهره اش کاملا فرسوده شده است اما به صورت خیلی جدی آسیب ندیده است و احتمالا بیشتر زنده خواهد ماند.

کاملا واضح، طی این چند قسمت روند آسیب رسانی تشعشات را با چشمان خود به تماشا نشستید. کاری که عوامل فیلم آن را طور پیوسته به نمایش میگذارند. دیدن همسر آتش نشان که با چهره همسرش رو به رو میشود و همواره با وجود حامله بودن او را ترک نمیکند . حتی در صحنه ای دست همسر اسیب دیده خود را به روی شکمش میگذارد که با تماشای اتفاقی آن توسط خومیوف از آن جلوگیری میشود. احتمالا روند این داستان و میزان آسیب دیدگی را با به دنیا آمدن بچه این زن و آسیب های آن به تماشا خواهیم نشست.

در جلسه با حضور وزیرها لگاسوف جنگ بلند مدت برای جلوگیری از این آلودگی در طی سالها را مطرح میکند و با اعلام روند کشته شدن هزاران نفر همه را شوکه می‌کند .روندی که به تعداد تلفات آن به صورت لحظه ای اضافه خواهد شد.

شاید بدترین سکانس فیلم تا به این لحظه را به دفن کردن جسدهای آتش نشانان و افرادی که به صورت مستقیم با این انفجار درگیر بوده اند بتوان اختصاص داد. کسانی که به صورت قهرمانانه و بدون توقع و اطلاع به دل انفجار زده اند و آخر در خفا و به وسیله ای تابوت های سربی و با ریختن سیمان به روی آنها در پیش چشمان عزیزان خود به خاک سپرده شدند.

chernobyl series episode 3

بررسی قسمت چهارم سریال چرنوبیل

شروع قسمت چهارم را با دیدن تلاش نیروهای تخلیه شهری شروع می‌کنیم که در انتهای قسمت قبل پیرامون جنگ چند ساله برای مقابله با مواد رادیواکتیو دست به کار شده اند. موضوعی که توسط پرفسور لگاسوف مطرح شده بود.

نگاه سریال در این سکانس برای نشان دادن مشکلات و عذاب هایی که مردم اوکراین آن را طی یک قرن به دوش کشیده اند بسیار جالب برای بیننده ترسیم می‌شود. سختی های این مدت را از زبان پیرزنی در یک روستای حوالی چرنوبیل می‌شنویم که برای تخلیه خانه اش به او رجوع کرده اند. زنی که به گفته خودش امن بودن یا نبودن مهم نیست. او و خانواده اش با تمام سختی ها آنجا را ترک نکرده اند حالا باید برای چیزی که نمی‌بیند آنجا را ترک کند.

بعد از این سکانس شاهد روایت سریعتر داستان تا انتهای قسمت هستیم که پیرامون زن ایگناتنکو (آتش نشانی که کشته شد) و مشکلات لگاسوف و همچنین تحقیق خومیوف در حال چرخش است. نکته جالب دید جدید سریال است که پیرامون فردی می‌چرخد که داستان را ازدید یک نیروی کمکی به تماشا نشسته است نیروهایی که به گفته لگاسوف حدود 750 هزار نفر خواهند بود و قطعا هزاران نفر از آن‌ها خواهند مرد.

زاویه دید جدید داستان به جوانی با اسم پاول تعلق دارد که به عنوان نگهبان خدمت کرده است و با توجه به کمبود نیروی ارتش به نظامی‌های حاضر در منطقه ملحق شده است. به طور اتفاقی پاول را عضو گروه پاکسازی حیوانات منطقه قرار داده اند. گروهی که حیوانات منطقه را با توجه به جذب مواد رادیواکتیو می‌کشند و جنازه ها را زیر سیمان دفن می‌کنند.

اتفاقات بعد از 4 ماه دنبال می‌شود و دوباره چهره لگاسوف را می‌بینیم که همانطور نگران و در خلوت خود در فکر فرو رفته است. بعد از به زنگ در آمدن تلفن به جلسه ای همراه با بوریس و یکی از مقامات نظامی می‌رود تا چاره ای برای پوشاندن کامل محیط برای جلوگیری از انتشار بیشتر تشعشع پیدا کنند. لگاسوف برای ریختن گرافیت روی سقف نیروگاه به داخل هسته نیاز به ماه‌ نورد(وسیله ای مانند خودرو با این تفاوت که برای حرکت به روی ماه ساخته شده است) دارد.

در این بین شاهد جمله ای از شربینا هستیم: ((ما نتونستیم کسی رو روی ماه بفرستیم. حداقل میتونیم جلوی رفتن یک انسان به روی پشت بام رو بگیریم.)) که کنایه به شکست پروژه شوروی در برابر آمریکا برای فرستادن فردی بر روی کره ماه می‌باشد. در روزگاری که شوروی و آمریکا قدرت خود را به رخ یکدیگر می‌کشیدند.

بعد از گذشت چند قسمت شاهد صحنه ای هستیم که بوی امید می‌دهد و آن خنده لگاسوف است که بعد از دیدن کارکردن ماه نورد بر روی دو لایه بیرونی تشعشعات بر صورتش نقش می‌بندد لبخندی که بوریس شربینا را خوشحال می‌کند چون خنده لگاسوف یعنی پیروزی هر چند تا پایان کار راه زیادی باقی مانده است.

در روند این قسمت صحنه هایی از پاکسازی مزارع کشاورزی می‌بینیم و همچنین شاهد حالت سم پاشی گونه از مواد توسط خودروهای باری و هواپیماهای مختلف هستیم، که به زیبایی به تصویر کشیده شده اند و با موسیقی متن دلهره آور خود قطعا تاثیر مستقیم بر بیننده خواهند گذاشت.

خومیوف در این قسمت باز هم به سراغ آناتولی دیاتلوف می‌رود تا با دلیل مدرک اتفاق را شرح دهد، ولی دیاتلوف باز هم پاسخگوی سوالات او نمی‌شود، بعد از ناامیدی پرفسور خومیوف در بین گزارشات یک مورد پیدا میکند که به ایرادات این راکتورها پرداخته است و دو صفحه از آن به طور کلی نابود شده است .

سریال چرنوبیل تا به اینجا توانست اصل مطلب را به بیننده به طور کامل اطلاع دهد و آن آسیبی بود که از قبال این حادثه به مردم رسیده بود ، سریال Chernobyl 2019 با روند صعودی خود تاثیر این مواد را با سیر داستانی خود همراه کرد و به صورت مرحله ای آن را به نمایش گذاشت. ولی هنوز کاملا دلیل اصلی خودکشی والری را به تصویر نکشید که بعد از اتفاقات این قسمت تا حد زیادی می‌توان آن را حدس زد و آن دروغی است که بابت این جریان به جهان می‌گوید و اطلاعی نمی‌دهد که این حادثه قبلا پیش بینی شده بوده است. ولی به دلیل اینکه شوروی در برابر قدرت آمریکا خود را برابر نشان دهد، به تعمیر این ایراد در راکتورهای خود نپرداخته است.

بعد از این اتفاقات برای رسیدن به لایه اصلی تشعشعات نیاز به رباط دارند، به این دلیل که به خاطر وجود 12000 رونتئگن در آن لایه هر فردی را بعد از 5 دقیقه به طور حتم خواهد کشت. دولت اوکراین از آلمان این دستگاه را درخواست میکند ولی نمونه ای که فرستاده میشود برای اینکه شوروی نشان دهد که زیاد مسئله جدی نیست تا 2000 رونتئگن را میتواند تحمل کند و کاملا وسیله ای بدون مصرف تلقی میشود. تصمیمی که گرفته میشود استفاده از انسان هاست و راهی دیگری دیده نمیشود و اینجاست که افرادی را میتوان تصور کرد که آینده آرزو و خانواده خود را رها کرده اند تا مردم جهان شاد باشند! نوشته ای که در این قسمت بر روی یکی از ساختمان ها می‌بینید.

کاملا پیداست که جان صدها هزار نفر در برابر سیاست کثیف هیچ اهمیتی ندارد و فقط کشور نباید سرافکنه شود. وقتی قبول نکنی که جنگ را باختی قطعا هر روز به منجلاب فرو خواهی رفت و این روند تا جایی ادامه پیدا میکند. که فاجعه به وجود می آید و آن موقع است که مجبوری باخت خود را در جنگ های سیاسی اعلام کنی و در این مدت مردم هستند که فشارها را تحمل می‌کنند.

بررسی قسمت پنجم سریال Chernobyl

قسمت آخر سریال چرنوبیل حجت را در خلق یک شاهکار تمام کرد و احتمالا این سریال شروع جذب کمپانی های فیلم سازی برای ساخت سریال های با بررسی رویدادهای تاریخی که بعضا به فاجعه ختم شده‌اند و سرنوشت هزاران نفر یا میلیاردها نفر را تغییر داده‌اند باشد. شاید ساختن اقتباس از روی داستان های جنگ جهانی کمی تکراری جلوه می‌کند و حالا باید شاهد تاثیر این سریال بر روند ساخت سریال ها و فیلم های سینمایی آینده صنعت سینما باشیم.

قسمت آخر سریال چرنوبیل با نگاهی کوتاه به چند ساعت قبل از انفجار می‌پردازد. در تصاویری که پرپینات را بسیار آرام جلوه می‌دهد و ایگناتنگو و خانواده اش را به تماشا می‌نشینیم که در حال صحبت با همسایه خود در روز تعطیلیه کاریش می‌باشد. در تصویری دیگر شاهد قدم زدن دیاتلوف هستیم که به سمت نیروگاه هسته ای می‌رود.

در ادامه شاهد جلسه سه نفره دیاتلوف ، بریوخانوف و فومین هستیم که پیرامون اتمام آزمایش خود در نیروگاه هسته ای است که جلوتر متوجه می‌شویم که آن‌ها گزارشات موفقیت را قبل از اتمام خود آزمایش ارسال کرده اند و در آن جلسه فومین به فکر جایگزین خود می‌باشد و همه به مقام خود توجه دارند تا جزئیات آزمایشی که قرار است بدون سر وصدا و بعد از تعویض شیفت شب انجام شود.

شروع جلسه دادگاه با نام بردن اسامی همین سه نفر همراه است که به خاطر نقض قوانینی که منجر به فاجعه چرنوبیل شده است به جلسه آمده‌اند. شربینا را طی پنج قسمت شخصیتی رو به رشد به سمت سفید شدن میبینیم که ابتدا با ساکت کردن لگاسف شروع کرد ولی رفته رفته با او همراه شد و حتی نسبت به مقام‌های بالاتر معترض شد و حالا با گذشت این روند او از فردی که چیزی از نیروگاه هسته ای نمی‌داند به یک دانشمند هسته‌ای تبدیل شده است که روند داستان چرنوبیل را به صورت علمی توضیح میدهد. شربینا نشان‌دهنده معدود افرادی است که در جامعه سیاه شوروی کشور و رقابت را، به مردم ترجیح نمی‌دهند و وقتی فاجعه رخ می‌دهد از عقاید خود کوتاه می‌آیند.

بعد از شربینا نوبت به خومیوف می‌رسد که اظهارات خود را بگوید. خومیوف که بارها با لگاسف برای گفتن حقیقت بحث کرده بود و در فیلم نقش مثبت را بازی می‌کرد همین روند را ادامه می‌دهد ولی بعد از توضیح مباحث پیرامون این نکته که افراد شیفت شب حادثه بسیار کم تجربه بوده اند و آزمایش مورد نظر را فقط از روی دستورالعملی اجرا کرده‌اند که بعضی موارد آن خط خورده است. شروع این فاجعه با دروغ به دیاتلوف توسط افراد تازه‌ کار روند خود را آغاز می‌کند.
دروغی که پیامد‌‌ش به این فاجعه دچار شد ولی دروغ اصلی را باید برگردن شوروی انداخت که از موضوعی به این مهمی اطلاع داشته است ولی آن را مدت ها پنهان کرده است. شاید خنده لگاسوف در شنیدن جمله ((چرا راجع به چیزی بحث کنیم که قرار نیست اتفاق بیوفته؟)) را در انتهای فیلم پیرامون این موضوع باید معنی کرد. جمله ای که احتمالا بعد از دیدن گزارش ولکوف مسئولین شوروی آن را به راحتی به زبان آورده‌اند.

در ادامه نوبت به لگاسف می‌رسد که توضیحات خود را بدهد در این سکانس شاهد فیلمبرداری دلهره آور و استادانه کارگردان هستید که اضطراب را به شکل واقعی در بیننده ایجاد می‌کند. در این پست فقط نگاه به سیر داستانی داشتیم وگرنه چرنوبیل سریالی است که با دیالوگ‌های خود وحشت می‌آفریند نه با صحنه های ترسناک. این تغییر دیدگاه را در قسمت اول فیلم Conjuring با تفاوت مشاهده کردیم. در احضار، فیلم شما را با صدا و حالت های فیلمبردای می‌ترساند و اینجا با شنیدن دیالوگ ها شوکه می‌شوید به طوری که بعد از دیدن این سریال احساس آغشته شدن به رادیواکتیو به شما دست می‌دهد.

لگاسوف روند پیچیده انفجار را به صورت ساده‌ به نمایش می‌گذارد و توضیحات خود را پیرامون داستان شب فاجعه روایت می‌کند. در ادامه سکانس‌ها شاهد رفت و برگشت به شب فاجعه و دادگاه هستیم، که با روند سریال همراه است. روند اتفاقات توسط لگاسوف توضیح داده می‌شود و تا فشردن کلید AZ-5 ادامه پیدا می‌کند. در این سکانس همه خواستار اتمام دادگاه نمایشی هستند ولی لگاسوف اصرار به ادامه بحث می‌کند و موافقتی با او صورت نمی‌گیرد، تا اینکه شربینا دستور می‌دهد که لگاسوف ادامه دهد و اینجاست که شربینا به اندازه یک قهرمان جلوه می‌کند، قهرمانی که از همراه بودن با شوروی حالا رو به روی این دولت ایستاده است.

لگاسوف توضیحات خود را می‌دهد به گونه ای که به طور غیر مستقیم تهدید می‌شود ولی به طور واضح در مورد مشکل راکتورهای شوروی می‌گوید در این صحنه چهره سه متهم این پرونده کاملا یک تناقض را به نمایش می‌گذارد، افرادی که به خاطر جایگاه خود حقیقت را به زبان نمی آوردند و فردی که به خاطر دوبار اتفاق نیفتادن این فاجعه تمام امتیازاتی را که به او پیشنهاد شده و حتی جان خود را کنار می‌گذارد.

بعد از توضیح دادن نحوه انفجار و به تصویر کشیدن آن شاهد هدایت لگاسوف به اتاقی شبیه به اتاق بازجویی هستیم ، بعد از گذشت چند دقیقه شاهد حضور رییس کا.ب گ هستیم که به سراغ لگاسوف می‌آید و او را به طریقی تهدید می‌کند که از مرگ هم زجرآورتر خواهد بود. لگاسوف را به کشتن شخصیت او در جامعه و جلوگیری از برخورد و ارتباط هر کسی با وی تهدید می‌کند، که او را به قهقرا خواهد کشاند.

بعد از پایان این صحنه شاهد انتقال لگاسوف و در آخرین سکانس ها شاهد پخش ویدیوهایی از واقعیت این فاجعه هستیم و اتفاقاتی که پیرامون شهروندان چرنوبیل و افراد دخیل در فاجعه اتفاق افتاده است و در انتها هم پاسخ به چند سوالی که شاید برای ذهن بیننده ایجاد شده باشد.

نظر خود را پیرامون این سریال با ما به اشتراک بگذارید

بیشتر بخوانید:

امتیاز کاربران: 3.87 ( 13 رای)
برچسب ها

12 دیدگاه

  1. با سلام و عرض خسته نباشید.
    دوست عزیز وقتی بلد نیستی مجبور نیستی تحلیل کنی.
    بدرود

    1. سلام.
      ممنون از نظرتون.
      شما از تحلیل دنبال چی هستید. نوشتن دروغ یا کوبیدن بی مورد سیر داستانی یا بزرگ کردن بی مورد یک اثر معمولی.
      من سیر داستانی سریال رو تحلیل کردم و البته بدون نقص هم نیست

  2. باسلام. آناتولی دیاتلوف سرمهندس راکتور چهار است و پرفسور نیست. هیچ کجای دیالوگ هم از واژه پرفسور به جز برای والری لگاسف استفاده نمی شود.

    1. سلام ممنون از دقتتون.
      کاملا درسته واژه پرفسور مناسب دیاتلوف نیست و در متن اصلاح شد.
      آناتولی دیاتلوف معاون مهندس ارشد نیروگاه هسته ای چرنوبیل بود.

  3. قبل دیدن این سریال در مورد اثرات مخرب مواد رادیو اکتیوی و هیروشیما و چرنوبیل یه چیزایی خونده بودم ولی هرگز فکرش رو نمیکردم که تا این حد خطرناک و وحشتناک باشه واقعا بعد دیدن این سریال دیدم نسبت به خیلی چیزا عوض شد اینکه مردم فکر میکنن که هیچوقت هیچ بلایی سر خودشون نمیاد و فقط هر اتفاق بدی هست برای بقیه اتفاق میوفته اینکه صلاح هسته ای خطرناکترین اختراع بشر هست و متاسفانه خیلی از کشورا دارنش و اینکه سیاستمدارها هیچ اهمیتی به مردم کشورشون نمیدن واقعا سریال زیبا و تأمل برانگیزی بود ممنون از تحلیل شما

    1. سلام فرزاد جان . دقیقا منم همین فکرو میکردم . حتی من اطلاعات زیادی در مورد چرنوبیل نداشتم ، بعد از دیدن این سریال خیلی نظرم راجب انرژی هسته‌ای و اتمی تغییر کرد .. خیلی قوی ساخته شده این سریال و احتمالا از الان به بعد جو سنگینی روی سیاستای کشورا پیاده میشه ، چون الان دیگه مردم میدونن که با چه چیزی روبه‌رو هستن و تأثیراتش چیه .
      در نهایت ممنون از لطفتون ، خوشحالم که مورد پسندتون واقع شده .

      1. از 600 نیروی گاه هستی ای جهان فقط کمتر 10 عدد شون حادثه دیدن
        به نظرم زیادی ترسیدید

  4. چرا مدام اسم اکراین آوردی ،چرا اسم شوروی و گرباچف رو سانسور کردی ؟؟؟چرا از حزب کمونیست اسمی نبردی ؟؟؟ماذا فاذا؟؟؟

    1. قطعا اینگونه که فکر میکنید نیست اگه دقت کرده باشید بارها اشاره کردم به دولت شوروی که برای رقابت با آمریکا دست به هر کاری زده است حتی قربانی کردن مردم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 5 =

دکمه بازگشت به بالا